ج) امام علی و کشتار ایرانیان
امام علی یکی از مشاوران نزدیک عمر (خلیفه دوم مسلمانان) در هنگام حمله لشکر اسلام به ایران بود.
زمانی که عمر می خواست خود شخصا در این جنگها حاضر شود، امام علی به او گفت: » تو سر این سپاهی اگر بروی و کشته شوی، سپاه اسلام متلاشی می شود. تو باید مرکز خلافت را داشته باشی تا اگر سپاه اسلام شکست خورد.
ایرانیان بدانند که این نیرو پشت دارد» (تاریخ طبری، جلد 5، ص 1943 و 1945، اخبار الطول ص 147 و نهج البلاغه ص 443 – 446).
البته من تعجب می کنم که چطور یک آتئیست که اصولا باید انترناسینالیست باشد و نژاد پرستی را قبول نداشته باشد (چون به هرحال از نظر این جماعت همه از یک تک سلولی بوجود اومدن) چرا به دنبال تحریک احساسات ناسیونالیستی عدهای از افراد ساده است؟
در کل نویسنده حتی در اینجا هم انصاف را رعایت نکرده و نقل قولی که پیش از جنگ نهاوند از سوی حضرت صادر شده را به ابتدای جنگ ها ربط داده است. نقل مشهوری است که در مسجد عمر اعلام می کند که به کمک لشگر اسلام در جنگ با روم بروم یا پارسیان و هرکس نظری می دهد و حضرت هم نظر خود را اعلام می کنند و در نهایت عمر نظر ایشان را می پسندد.
یک بار هم قبلا گفته بودم که حضرت علی بی شک از قرآن جدا نیست و قطعا ایشان به مصداق آیه شریفه تعاونوا علی البر و تقوی (سوره مائده 2) عمل می کنند.
پس از شکست ایرانیان و پیروزی لشکریان اسلام، علی خطا ب به مردم کوفه گفت: ای مردم کوفه، شما شوکت عجمان را بردید. (تاریخ طبری، جلد 6 ص 2208)
در خط دوم نویسنده تلبیس گر ما بازهم تلبیس می کند. سخن حضرت علی که پیش از جنگ جمل به یارانش می گوید را ارتباط می دهد به پایان جنگ ها در دوره خلیفه دوم. تازه بر فرض که این جمله مال حضرت باشد چون اساساً طبری منبع چندان موثقی به شمار نمی رود.
اختلافات معاویه و علی بر سر قدرت بالا گرفت و سبب ساز جنگهای طولانی گردید. علی جهت تامین مخارج این جنگها مجبور بود که باج و خراج بیشتری از ایرانیان اخذ کند. این فشارها موجب قیامها و مقاومتهای دلیرانه از سوی شهرهای مختلف ایران شد بطوری که امام علی بی رحم ترین سرداران خود، از جمله « خلید بن طویف» ، « زیاد ابن ابیه » را بسوی خراسان، فارس، ری ، آذربایجان و سایر شهرها و بلاد اعزام داشت.
نویسنده به درستی می گوید که دوره خلافت حضرت امیر کوتاه بوده چون در این دوره آن حضرت درگیر جمل، صفین و نهروان بود و در نهایت به آرزویش یعنی شهادت رسید. در ضمن نویسنده بازهم در عین ناجوانمردی از لفظ سلطنت برای سه خلیفه اول استفاده می کند و در عین بی انصافی خلافت حضرت علی را هم سلطنت می داند. (شاید این هم از کشفیات جدید این آقایان باشد که هیچ
مطمئنا مشکلاتی که در دوره عثمان در جامعه اسلامی ایجاد شد، اثراتش را با خود آورد و آن حضرت را شدیدا گرفتار نمود. فتنه قتل عثمان، چنان فتنه ای است که هنوز مسلمانان با آن درگیر هستند.
در ادامه شبهه نویسنده با زیرکی می گوید که اختلاف حضرت با معاویه بر سر قدرت بود که هر کسی که ناخنکی به تاریخ زده باشد می داند مشکل در جای دیگری بود و معاویه به ناحق خون عثمان را از علی می خواست و این مسئله را دستاویزی برای بیعت نکردن گذاشته بود.
درادامه بازهم نویسنده دست به یک ادعای بی سند زده و می گوید حضرت علی برای تامین مخارج دولتش به زور از ایرانیان باج و خراج بیشتر گرفته و هیچ منبعی هم برای این مسئله معرفی نمی کند و این درحالی است که گزارشات تاریخی برعکس این ادعا را ثابت می کند.
خواننده محترم توجه دارد که ما درباره علی صحبت می کنیم، کسی که در همان ایام از شدت تاثر بابت کشیده شدن خلخال از پای یک زن یهودی توسط سپاهیان معاویه فرمود: فلو ان امرا مسلما مات من بعد هذا اسفا، ما کان به ملوما، بل کان عندی جدیرا. (اگر مسلمانی به واسطه شنیدن این خبر بمیر، بر او حرجی نیست)
ادامه شبهه در قسمت نهم:
http://shayeaat.blogfa.com/post/1541
پاسخگویان:
http://shayeaat.blogfa.com/post/1540
برچسب: پیرامون,
نویسنده: علی موسوی