1) همه مسلمانان چه سنی و چه شیعه حضرت علی را دوست دارند. جایگاه حضرت علی در تشیع مشخص است و نیاز به توضیح نیست و اهل سنت هم به ایشان کرم الله وجهه میگویند که دلیلش این است که آن حضرت تنها صحابی رسول الله بوده که قبل از اسلام هم موحد بوده است و همچنین احمد حنبل ایشان را قسیم نار و جنت خطاب میکند که مشخص کننده ارج ایشان است. میزان محبت مسلمانان به آن حضرت به حدی است که اباضیان که از فرق زنده خوارج هستند، اتهام شهادت آن حضرت را بر گردن نمی گیرند و معتقدند که ابن ملجم از خوارج نبوده است و شهادت آن حضرت را زیر توطئه اشعث می دانند.
2) در برخی گزارشات تاریخی رفتاری از خلیفه دوم به عنوان نژاد پرستی وجود دارد که نمی دانم چقدر صحت سندی دارند ولی مسلم تاریخ است که خاندان تبهکار بنی امیه نژاد پرست بودند و مطمئنا اثرات این نژاد پرستی بر روی ایرانیان و حضور شخصی مانند حضرت امیر که به تمسک آیه 13 سوره حجرات، همه را با هم برابر می دانسته، بر محبت ایرانیان به وی اثر گذاشته است.
3) نامه مشهور حضرت علی به مالک اشتر بخش جالبی دارد. در آنجا به مالک گفته شده که مردم دو دسته هستند، یا برادر دینی تو یا برادر تو در آفرینش. نگاه تو باید به هر دو یکسان باشد. مطمئنا این نگرش حضرت باعث جذب ایرانیان به اسلام شد چون این نگاه را ایشان به همه نواحی اسلامی داشت.
4) بدون شک ماجرای ازدواج شهربانو با حضرت حسین (فارغ از صحت یاجعلی بودن این داستان) در ذهن مردم ایران به شدت اثر گذار بوده است.
5) اسلام برای ایرانیان رشد و بالندگی فکری داشت. به اراجیف اسلام ستیزان و ناسیونالیست های افراطی توجه نکنید که قبل از اسلام ایران مرکز علم جهان بوده است. حتی یک فیلسوف یا پزشک یا ریاضی دان در قبل از اسلام وجود ندارد و این را می توانید با آثار یونانی و رومی براحتی دریابید. در این زمینه مرحوم مطهری کتاب معروفی به نام خدمات متقابل اسلام و ایران دارد که در همین اینترنت قابل خواندن است. در کل می خواهم بگویم که بعد از ورود اسلام به ایران، ما شاهد حضور فلاسفه، ریاضی دانان، ادیبان و ... هستیم. نویسندگان صحاح سته همگی ایرانی هستند.
6) تطبیق سازی ایرانیان با تشیع قابل تامل است. مانند شباهت مراسم عزاداری سید شهیدان با سیاوش. مردم ایران همیشه مظلومان را همراهی می کنند.
7) عبدالکریم سروش بحث جالبی دارد و می گوید اگر ما علو هستیم نه به این معنا که بقیه را نفی کنیم بلکه ادامه محمد را در علی دیدیم. این وجه را مطمئنا ایرانیان درک کرده بودند. شاهد مثال این سخن را می توان در خونخواهی حضرت امیر در باب کشته شدن هرمزان در ماجرای قتل خلیفه دوم یافت.
8) حکومت ساسانیان به مبنی قرار دادن نظام کاستی، ظلم زیادی را به مردم روا می داشتند. تلنبار شدن این ظلم به پذیرش اسلام از سوی ایرانیان کمک شایانی کرد. ادوارد براون در همین زمینه می نویسد: مسلّم است که قسمت اعظم کسانى که (در ایران) تغییر مذهب دادند، به طیب خاطر و به اختیار و اراده خود آنها بود. و پس از شکست ایران در «قادسیه » فى المثل چهار هزار سرباز دیلمى پس از مشاوره، تصمیم گرفتند به میل خود اسلام آورند، و به قوم عرب ملحق شوند. این عدّه در تسخیر «جلولاء» به تازیان کمک کردند، و اشخاص دیگر نیز گروه گروه به رضا و رغبت به اسلام گرویدند.
9) بسیاری از هواخواهان مختار (فارغ از صداقت او یا دروغگو بودنش) از ایرانیان بودند.
10) عباسیان با شعار بازگشت خلافت به خاندان رسول الله و با سرداری ابومسلم که ایرانی بود بر بنی امیه و بنی مروان فائق آمدند.
11) در روایات مختلفی بر تساوی میان عرب و عجم سخن به میان آمده که من برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب از آنها چشم پوشی می کنم و تنها به یک مثال مسلم تاریخی بسنده می کنمو آن هم برابر حقوق مردم از بیت المال در دوره حضرت علی است که صدای بسیاری از عرب ها را بر انگیخته بود.
قسمت بیست و هفتم شبهه
شریف مرتضی در سال 436 هجری وفات یافت و فاصله دوران او با دوران علی(ع) بسیار زیاد است اما عجیب این است که این فرد تمامی احادیث و روایات را مستقیما از علی(ع) نقل کرده است گویی که او این احادیث را از زبان علی(ع) شنیده است! و با وجود فاصله زیاد راویان این احادیث نیز مشخص نشده است …